تبليغاتX
هستم ، پس زندگی می کنم...
شنبه بیست و نهم تیر 1387

 

 

 

 

دروغ ؛ آتشی است که خشک و تر را با هم می سوزاند !

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 

پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387
 

 

 

یادم می یاد روزی با رفیق شفیقی بازی کلمات می کردیم ، گره :

گفتم : باز شود ، اما گاه به خون دل! *

 

*حالا اضافه می کنم : با یه یقین و اعتماد کامل به خودمون و خدا!

** برای یه دوست دعا کنید که بتونه بهترین تصمیم گیریو  بکنه!

** *یه اس ام اس زیبا هم امروز دریافت کردم از یه دوست ۴ساله ، لطیف بود گفتم اینجا بیارمش:

انگار پای ثانیه ها لنگ می شود ، وقتی دلی برای دلی تنگ می شود!(پروانه ای می شویمممممممممممم !)

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 

چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387

 

 

شاید سکوت چاره مان باشد

باشد که ناگفته ها سر به مهر باشد

شاید دلیل تمام این قصه ها

دیوانگی من آری ،فقط همین  باشد

***

چون ابرآمدی بالای سرم ای مهربان

دریا نمی خواهمت ، قطره قطره با من بمان

چون کوهی ُ بر قامتت تکیه می کنم

این را بدان ؛ محکم ، قوی بمان

***

در دشت سکوتم حقیقیترین صدا تویی

خاروخسی نباش همواره گل ماندنیست

ناگفته ترین ناگفته ها منم ، تنها بدان :

عقلم به یک اشاره ، صد دل گریست !

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:39 قبل از ظهر  توسط معصومه 

چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387

 

 

 

 

     گاهی  حوادث آدم ها رو می سازن و گاه آدم ها حوادث را !*

 

 

    

*   حضرت مولانا :    چه دانم​های بسیار است لیکن من نمی​دانم

                            که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون

 

 

 

 

 

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:38 قبل از ظهر  توسط معصومه  | 

دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387

 

 

گاهی جاده خیلی شلوغ می شه ...

آره ،

دقیقاً همون موقع هایی که انگار خودتم ذوب می شی توگرمای بودن ها ونبودن ها !

اما من نمی تونم فراموش کنم آوازهاشو ...

وقتی با من زمزمه می کرد  زمانی  که  حتی پرنده هم پر نمی زد!

 

 

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط معصومه  | 

شنبه بیست و دوم تیر 1387
 

 

اونقد خوبی خودشو تو دل جا کرد  که ...

بدی شرمنده شد ، آدرس قبرستونو از آدم می گرفت !*

 

* امیدوارم تصمیم بدی هم جدی باشه !

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط معصومه  |