دروغ ؛ آتشی است که خشک و تر را با هم می سوزاند !
دروغ ؛ آتشی است که خشک و تر را با هم می سوزاند !
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط معصومه
|
یادم می یاد روزی با رفیق شفیقی بازی کلمات می کردیم ، گره :
گفتم : باز شود ، اما گاه به خون دل! *
*حالا اضافه می کنم : با یه یقین و اعتماد کامل به خودمون و خدا!
** برای یه دوست دعا کنید که بتونه بهترین تصمیم گیریو بکنه!
** *یه اس ام اس زیبا هم امروز دریافت کردم از یه دوست ۴ساله ، لطیف بود گفتم اینجا بیارمش:
انگار پای ثانیه ها لنگ می شود ، وقتی دلی برای دلی تنگ می شود!(پروانه ای می شویمممممممممممم !![]()
)
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 10:17 بعد از ظهر  توسط معصومه
|
شاید سکوت چاره مان باشد
باشد که ناگفته ها سر به مهر باشد
شاید دلیل تمام این قصه ها
دیوانگی من آری ،فقط همین باشد
***
چون ابرآمدی بالای سرم ای مهربان
دریا نمی خواهمت ، قطره قطره با من بمان
چون کوهی ُ بر قامتت تکیه می کنم
این را بدان ؛ محکم ، قوی بمان
***
در دشت سکوتم حقیقیترین صدا تویی
خاروخسی نباش همواره گل ماندنیست
ناگفته ترین ناگفته ها منم ، تنها بدان :
عقلم به یک اشاره ، صد دل گریست !
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:39 قبل از ظهر  توسط معصومه
گاهی حوادث آدم ها رو می سازن و گاه آدم ها حوادث را !*
* حضرت مولانا : چه دانمهای بسیار است لیکن من نمیدانم
که خوردم از دهان بندی در آن دریا کفی افیون
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 2:38 قبل از ظهر  توسط معصومه
|
گاهی جاده خیلی شلوغ می شه ...
آره ،
دقیقاً همون موقع هایی که انگار خودتم ذوب می شی توگرمای بودن ها ونبودن ها !
اما من نمی تونم فراموش کنم آوازهاشو ...
وقتی با من زمزمه می کرد زمانی که حتی پرنده هم پر نمی زد!
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 4:21 بعد از ظهر  توسط معصومه
|
اونقد خوبی خودشو تو دل جا کرد که ...
بدی شرمنده شد ، آدرس قبرستونو از آدم می گرفت !*
* امیدوارم تصمیم بدی هم جدی باشه !![]()
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:13 بعد از ظهر  توسط معصومه
|